صائن الدين على بن تركه

17

عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )

مىپردازد . برخى از اين عمّال مانند سمع و پيروانش كه هميشه در طاعت معشوق بودند ، به تضرّع و شفاعت پيش مىروند و از خزانهء وهب معشوق به انواع نوازش محسود ديگران واقع مىشوند . والى كرم به تحقيق و تفتيش دربارهء مفسدان مملكت مىپردازد و علت فساد را در حسد مفسدان بر مقتولان جفاى معشوق مىيابد . با التفات كرم ، همهء قواى مخالف متّحد و مؤتلف مىشوند و فضاى باصفا حاصل مىگردد . در نتيجه ، رايات فتح معشوق متوجّه مملكت وجود عاشق مىشود و از تعيّنات تفرقه احوال ، نه عين مىماند و نه اثر . آفتاب حقيقت طالع مىشود ، احكام عاشقى و معشوقى از ميان مىرود و سلطان عشق مطلق به ظهور مىرسد . تقابل عقل و عشق كه از شايع‌ترين مضامين و شيرين‌ترين درون‌مايه‌هاى ادبيات عرفانى است ، در رسالهء شرح نظم الدر نيز مورد توجّه صائن الدين على تركه بوده است . رسالهء مزبور و رسالهء عقل و عشق تقريبا بطور هم‌زمان نوشته شده‌اند . عقل و عشق در سال 808 ه . ق و دو سال پس از پايان شرح نظم الدر به اتمام رسيده است ، لكن صائن الدين در وصل نهم شرح نظم الدر ، خواننده را به مطلبى در كتاب مناظرات ( عقل و عشق ) ارجاع مىدهد . اين نكته نشانگر آن است كه لااقل بخشهايى از عقل و عشق هم‌زمان با تأليف مقدّمهء شرح نظم الدر نگارش يافته بوده است . مطالب مشترك در اين دو رساله قابل توجّه است و از ديدگاهى مىتوان گفت كه آنها مكمّل يكديگرند . البتّه رسالهء عقل و عشق از استقلال بيشترى برخوردار است ، زيرا شرح نظم الدر بر اساس متن قصيدهء تائيهء ابن فارض نوشته شده و اين امر نوعى محدوديت براى شارح ايجاد مىكرده است . صائن الدين رسالهء عقل و عشق را در قالب داستانى دلنشين و متأثر از داستانهاى رمزى « 1 » ابن سينا ( حىّ بن يقظان ، رسالة الطير و سلامان و ابسال ) و بخصوص آثار سهروردى ( همچون مونس العشّاق ، آواز پر جبرئيل ، عقل سرخ و قصة الغربة الغربية ) نگاشته است . در اين گونه داستانهاى حكمى و عرفانى ، صور خيال و آرايه‌هاى ادبى نقش ويژه‌اى

--> ( 1 ) . cilobmyS